باسمه تعالی

کارآگاه پوآرو
« یا من یعطی الکثیر بالقلیل »
حمل و نقل

سلام.

چند سالی است که نیروی انتظامی برای کاهش تلفات جاده ای، حداکثر سرعت در جاده ها را به 120 کیلومتر در ساعت محدود کرده است. جالب اینجاست که این قانون شامل آزادراه هایی که یک طرفه هستند هم می شود. نرخ تلفات جاده ای در ایران بسیار بالاست و راهی جز مقابله با آن نیست. اما به نظر من با همین منطق می توان خداکثر سرعت را مثلا به 60 کیلومتر در ساعت کاهش داد تا تلفات جاده ای نزدیک صفر شود! در واقع ما یکی از ساده ترین راه ها را انتخاب کرده ایم. باید سعی کنیم با اصلاح جاده ها، اصلاح فرهنگ رانندگی مردم، وضع جریمه های سنگین، کنترل های شدید جاده ای بر راه ها و رانندگان و موارد دیگر از این دست، تلفات جاده ای را کاهش دهیم و ضمنا سرعت سیر را هم کم نکنیم. کاهش سرعت سیر عملا زیر ساخت حمل و نقل را که یکی از بستر های مهم توسعه است، با اختلال مواجه می کند و در غیاب وسایل دیگر نقلیه مانند راه آهن و هواپیما، از کار انداختن وسایل نقلیه جاده ای نیز مشکل را در کشور بیشتر می کند.

رای مقایسه بد نیست بدانید آلمان کمترین میزات تلفات جاده ای را در دنیا دارد؛ حال آنکه در بسیاری از بزرگراه های آن کشور، اصولا محدودیت سرعت وجود ندارد! و این خود نشان می دهد بین این دو موضوع لزوما همبستگی وجود ندارد.

خیرا با یکی از مدیران صنعت حمل و نقل ریلی صحبت می کردم. می گفت در این یکی دو سال اخیر، چند مورد حادثه برخورد واگن ها یا از خط خارج شدن آنها رخ داده است و دولت برای مقابله با آن، سرعت سیر واگن را به 50 کیلومتر در ساعت کاهش داده که خود باعث قفل شدن چرخ لنگ حمل و نقل ریلی شده است و حجم حمل و نقل را از ریل به جاده سوق داده است. با آنکه می شود با استفاده از سیستم های پیشرفته سیگنالینگ، سرعت سیر را با همین ریل های موجود، حتی افزایش هم داد. می گفت در جلسه ای با یکی از مدیران راه آهن، به شوخی به او گفته که در زمان رضا خان که واگن ها را با اسب می  کشیدند هم سرعت محدود به 50 کیلومتر نبوده!

 

 پوآرو


تعطیلات بیست روزه !!

سلام.

کم کم تعطیلات  عید دارند از راه می رسند و کشور به خواب بیست روزه یا شاید هم یک ماهه فرو می رود. در بخش خصوصی که هستی می بینی در این یک ماه آخر سال، بیشتر پروژه ها قرار است شروع شوند، قرارداد ها بسته شوند و پول ها داده شود؛ اما وقتی به 29 اسفند می رسی، انگار به یکباره آب سردی بر تمام این جنب و جوش ها ریخته می شود که کان لم یکن شیئا مذکورا! 

همکار آلمانیی داریم که می گفت آلمان در تعطیلات رسمی در دنیا رکورد دار است. چند وقت پیش اما فهمید که ایران با فاصله معنی داری از آلمان پیش است! جالب است که با اینهمه تعطیلاتی که دارند، در صادرات و تکنولوژی حرف اول را در دنیا می زنند. بهره وریشان بالاست دیگر. فقط نمی دانم چطوری این را بهش بگویم که در این چند روز وقتی زنگ می زند دفتر و می بیند کسی نیست، ما باز هم در تعطیلات هستیم! من از طرف همه شما ملت همیشه در صحنه بابت این قضیه جلوی او خجالت می کشم...

از الآن هم می شود مقالات و اظهار نظر های مردم، صدا و سیما، کارشناسان، مسوولان و رهبران جامعه را پس از این تعطیلات پیش بینی کرد. همه در این چند سال اخیر ناله و گلایه کرده اند که چه وضعی است و چرا این همه تعطیلات، اما به اردیبهشت ماه نرسیده، همه ذهن ها معطوف به موضوع دیگر خواهد شد. داد و فریاد چند سال پیش رهبر فرزانه هم گوش شنوایی پیدا نکرد و مردی پیدا نشد که از تعطیلات کم کند. الله الله که یک نفر آمده که هر از گاهی، بین التعطیلین را هم تعطیل می کند، نه یک روز و دو روز، بلکه سه چهار روز یکجا و آنهم بی اطلاع قبلی! 

آقا یکی خداوکیلی بگوید ما کجا داریم می رویم! 

 

 پوآرو


ما و دشمنی آمریکا

سلام.

یکی از حربه هایی که در این حدود ده سال اخیر، و خصوصا زمان انتخابات برای به در کردن رقیب از صحنه استفاده می شود، این است که ببینید آمریکا و دشمن از چه گروهی حمایت می کنند و به آنها رای ندهید! مستند این استدلال هم آن است که امام (ره) زمانی چنین سخنی را فرموده بودند. فکر می کنم حرف امام در زمان خودش درست بوده، اما دشمن اگر به واقع دشمن است، و اگر فرض کنیم اندکی هم زیرکی دارد، همین که بفهمد در ایران، دست او را خوانده اند و اگر از طرفدار و همدست و رفیق واقعی اش دفاع کند، کار بر عکس می شود و مردم نه تنها به او رای نمی دهند بلکه ممکن است آن افراد اصولا توسط دولت در انتخابات رد صلاحیت شوند، چه خواهد کرد؟ مشخص است که در طول زمان، استراتژی خود را عوض می کند؛ سعی می کند در ظاهر نه تنها از رفقای خود دفاع نکند، بلکه آنها را تخریب نماید و هیچ گونه رابطه علنی یا غیر علنی نداشته باشد، و بلکه نشان دهد دارد از رقیب او دفاع می کند و رقیب او را بیشتر می پسندد.

به نظر من آمریکا که به اذعان مسوولین خودمان، پیچیده ترین روش ها را برای نفوذ در میان مسوولین و ایجاد تهاجم فرهنگی و غیره طراحی می کند، هم اکنون این استراتژی را دنبال می کند و بسیاری از ما اما همچنان فکر می کنیم که اگر آمریکا از مثلا اصلاح طلبان دفاع می کند، به خاطر رفاقت آنها و دلدادگی اینهاست. شاهد این مطلب زیاد است: مثلا دشمنی آمریکا با القاعده را ببینید حال آنکه بسیاری بر این باورند که آمریکا و القاعده به واقع دستشان در یک
کاسه است، اما منافعشان اقتضا می کند در ظاهر با هم دشمن باشند. البته نمی خواهم بگویم هیچ اصلاح طلبی نیست که همدست آمریکا نباشد یا هیچ اصولگرایی نیست که با آمریکا دشمن نباشد. نکته آن است که آمریا فهمیده است که مسیری که اصلاح طلبان واقعی دنبالش هستند، می تواند نهایتا به نقطه ای برسد که ایران به رشد و بالندگی اقتصادی و سیاسی و نظامی برسد و این قضیه برای آمریکا پذیرفتنی نیست که یک کشور اسلامی شیعی که مخالف سیاست های آمریکا هم هست، نهایتا به چنین مرتبه ای در دنیا نایل شود.

نباید از بغض معاویه، علی (ع) را دوست داشت. نباید به صرف اینکه آمریکا دارد با کسی دشمنی یا رفاقت نشان می دهد، به نتیجه گیری سیاسی برسیم. ما پیرو آن بزرگواری هستیم که فرمود : "حق را بشناس تا اهلش را بشناسی، و باطل را بشناس تا اهلش را بشناسی." یا علی.

 

 پوآرو


درباره سنتوری

سلام

هفته پیش فیلم سنتوری را دیدم. از بازی بسیار درخشان رادان در این فیلم که بگذریم، فیلمی است که آدم تنهایی هم که می بیندش باید بعضی صحنه ها را سانسور کند! انصافا این فیلم قابلیت نمایش در سینما را نداشت و ندارد و بعید هم نمی دانم که عوامل فیلم آن را اینطوری روانه بازار کرده باشند؛ چون اگر هدفشان دیده شدن فیلم بوده باشد، حداقل به هدف خود رسیده اند.

عده ای استدلال می کنند که چون تهیه کننده سرمایه گزاری کرده تا فیلم ساخته شود، باید فیلم مجوز پخش بگیرد. این از آن حرف هاست. مگر هر کس پولی داد و روی چیزی سرمایه گزاری کرد، باید به سود برسد یا حتی به اصل سرمایه اش برسد؟ خصوصا وقتی مساله ای به فرهنگ و اخلاقیات جامعه مرتبط است، می شود اینگونه برخورد کرد؟ چطور است تولید کنندگانی که تاریخ مصرف مواد غذاییشان گذشته است هم با همین استدلال مجاز به عرضه آشغال هایشان بشوند؟

 

 پوآرو


مونوريل براي پيرزن ها
سلام.

چند روزي است كه شبكه سه يك تيزر تلويزيوني را پخش مي كند كه در آن، يك پيرزن آرزو مي كند كه اي كاش ما هم در كشورمان از اين قطار هواييها داشتيم! اين جمله نشان دهنده كل استدلال طرفداران مونوريل در ايران است و بسيار جاي تاسف است كه چنين آرزوهايي مبناي صرف ميليون ها دلار بودجه اين كشور و بحث بين كارشناسان و دولتيان مي شود. اي كاش حداقل چند تا دليل محكمتر مي آورديد. قبلا شنيده بودم كه از طرف دولتيان گفته شده بود ما مونوريل را مي سازيم تا حوان ما هم بتواند ادعا كند ما در كشورمان مونوريل داريم، اما فكر نمي كردم اين جمله منتهاي استدلال آقايان باشد. تاسف!!

چند وقت پيش راديو گفتگو مناظره اي آزاد داشت بين يك كارشناس شهرسازي كه الآن اسمش يادم نيست و آقاي حمزه شكيب، عضو شوراي شهر تهران و مدافع اين طرح. در آنجا هم مي شد عملا ديد كه موافقان اين طرح هيچ كار كارشناسي روي اين سيستم انجام نداده اند. سيستمي كه ظاهرا در دنيا كلا در حدود چند ده كيلومتر از آن نصب شده است و از نظر هزينه تمام شده و ميزان جابجايي مسافر اصلا قابل مقايسه با مترو نيست و هر جا هم كه نصب شده، براي مقاصد توريستي بوده يا جايي بوده كه امكان ديگري مثل مترو يا اتوبوس وجود نداشته مثل جابجايي داخلي در فرودگاه ها و غيره.

 

 پوآرو


از كجا آورده اي؟
سلام.

لابد اطلاع داريد كه قانون كنترل دارايي مسوولان كه در مجلس تصويب شد، در شوراي نگهبان رد شد. در خود مجلس هم اين قانون بسيار مخالف داشت و با زحمت فراوان تصويب شد. حال آنكه به نظر من نه تنها دارايي مسولان بايد كنترل شود،‌ قبل و بعد از مسووليت، و نه تنها دارايي اقوام و خويشان درجه يك آنها بايد كنترل شود، بلكه اگر هدف، جلوگيري از فساد مسوولان است، اين قانون بايد براي دوستان، هم حزبي ها، همسايگان، و كلا نزديكان مسوولين اجرايي شود.

از آن هم بالاتر (به قول دوپونت ها در تن تن و ميلو!)، چرا فقط مسوولين؟ چرا دارايي همه مردم كنترل نشود؟ همانطور كه شنيده ام در ممالك توسعه يافته، قانون از كجا آورده اي را براي همه اجرا مي كنند. كلا هر نقل و انتقال مالي به دقت ثبت مي شود و از افراد بر اساس همين انتقال اموال، ماليات گرفته مي شود. اين كار چند مزيت بسيار بزرگ دارد كه مملكت ما در آن داراي مشكلات عديده است:

1- محاسبه درآمد هر فرد به طور كاملا شفاف و محاسبه ماليات افراد، شركت ها و سازمان ها. لابد مي دانيد كه در ايران، ماليات از حقوق بگيران به راحتي گرفته مي شود اما كسبه و تجار و ديگران، به راحتي از ماليات فرار مي كنند چرا كه مدرك دقيقي از ميزان دريافتي آنها وجود ندارد.
2- جلوگيري از پول شويي، مبارزه با قاچاق و حذف رشوه
3- جلوگيري از فساد مسوولين، زد و بند هاي شركت ها و ...
4- شفاففيت مبارزات انتخاباتي و حق و حساب هايي كه احزاب به افراد مي دهند

و احتمالا فوايد ديگر كه به ذهن من نرسيده است. مواردي كه در بالا گفتم، به صورت طرح هاي جداگانه در مجلس مطرح شده اند و معمولا هم به علت نواقص اجرايي و عدم عزم جدي راي نياورده اند. منطقي هم هست، وقتي ما جرأت نداريم دارايي هاي مسوولينمان را كنترل كنيم، دارايي هاي همه مردم قطعا كار سخت تري خواهد بود...
 

 پوآرو


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]